خدایا نمیدونم چرا اما فقط دلم میخواد صدات بزنم فقط صدات بزنم

خدایا دلم میخواد دور بشم خیلی دور دلم میخواد برم یه جا فقط فریاد بکشم

آیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

 

حس غریبی دارم این روزها خاطرات آزارم میده ،‌  همش دارن مرور میشن تو ذهنم عین یه فیلم دلم میخواد بگم بسه بسه بسه اما این فیلم دکمه ی پاز نداره دکمه ی استاپ نداره کاش میشد این فیلم رو پاک کرد و از اول ضبط کرد

خداجونم از گذشته خستم خیلی خسته   ،‌ خسته ام از تردیدها از دودلی ها .....

 

دلم میخواد برم جایی که هیچ خاطره ای نباشه هیچ جایی نباشه که اون رو یادم بیاره نگاهم خسته اس از بس که توی پیاده روها دنبالش گشتم از پیاده روهای شهر از خیابوناش خستم .............

خدایا

 

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا